تبليغاتX
تاسیان
به نام خدای شب ، سکوت و تنهایی
 

می خواهم یک مسئله اخلاقی را با شما مطرح کنم تا باشد که از نظر شما  هم در این رابطه آگاه شوم.

پرسش : اگر فرد الف مرتکب عمل X شود آیا اخلاقا مجاز است فرد ب را از ارتکاب به  عمل X باز دارد ؟

 می خواهم در مورد عمل  X کمی توضیح بدهم .

مثال (۱) - فرض کنیم عمل  X فی نفسه واجب حجیت اخلاقی نباشد. مثلا داستان پیامبر گرامی اسلام و خرما خوردن آن پسرک را شنیده ایم با توجه به آن داستان  می توانیم سوال بپرسیم آیا پیامبر گرامی اسلام زمانی که خود خرما مصرف کرده بود اخلاقا مجاز بود آن پسر را از خوردن خرما باز دارد ؟ خرما خوردن فی نفسه اخلاقی یا غیر اخلاقی نیست اما نهی و نفی آن می تواند پاسخ اخلاقی داشته باشد.

 

مثال (۲) - در این مثال و مواردی از این دست عمل ارتکابی خود غیر اخلاقی است. فرض کنیم در یک رابطه زناشویی ، زوج دارای رابطه جنسی با زن دیگری غیر از همسر خود است .در این حالت مرد مرتکب عمل «خیانت» شده با فرض غیر اخلاقی بودن خیانت در رابطه زناشویی* ، آیا مرد اخلاقا مجاز است همسر خود را از رابطه جنسی خارج از چهارچوب خانواده باز دارد ؟

 

مثال (۳) - فرض ما در این مثال این است عمل ارتکابی فی نفسه اخلاقی است. برای مثال می توانیم یک پدر و فرزند را در نظر بگیریم که پدر اعضای بدن خود را پس از مرگ برای پیوند به نیازمندان اهدا می کند در این شرایط آن پدر اخلاقا مجاز است تا فرزند خود را از این اهدا باز بدارد ؟

...

در تمام این مثال ها ممکن است نقش های اجتماعی آنان به صورت اقتضایی برای ما شرط و شروط های به وجود آورد باز هم فرض ما این است که این نقش های اجتماعی در کمترین تاثیر گذاری خود قرار دارند.

* برای مطالعه بیشتر در رابطه با چرایی غیر اخلاقی بودن خیانت نگاه کنید به مقاله دکتر آرش نراقی با عنوان  ملاحظاتی اخلاقی درباره خیانت در رابطه زناشویی «+»

** چنانچه خطاهای منطقی در این نوشته دیدید بر من ببخشید و به حساب کم اطلاعی من از منطق بگذارید.

س.ا.کوهزاد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 19:33  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

 

تغییرات در یک جامعه انسانی امری است اجتناب ناپذیر یا به عبارتی تغییر قانون طبیعت است.حکمای یونان باستان تغییر را بخشی از اساس هستی شناسی خود می دانستند و قرن ها بعد در دنیای امروز هم لااقل بخشی از علوم برای تبین و تحلیل این تغییرات به کار  می رود.بخش مهمی از این تغییرات به تغییرات اجتماعی بر می گردد . دگرگونی در لایه ها و سطوح مختلف اجتماعی جزیی از این تغییرات است. رشد شتابان و فزاینده فن آوری به ویژه فن آوری ارتباطات و اطلاعات سطح این تغییرات را در کوچکترین بنیان ها ، هسته ها و گروههای اجتماعی برده است و به آن عمق بخشیده است.

شاید شما هم مانند من در سفر به کوه ها صحنه های جالبی دیده باشید. چوپانی که بر روی اسب و در کنار گله خود با تلفن همراه خود بازی می کند یا گوشی در گوش مشغول شنیدن موسیقی رپ ایرانی یا خارجی است. همه و همه اینها مسایل جالب و جدیدی است که در یک نگاه باید مورد تحقیق ، تبین و تحلیل قرار بگیرد.

هفته پیش به یک مسافرت چند روزه رفتم و شبی را در شهر یزد سپری کردم.تقریبا هشت سال پیش هم به یزد رفته بودم.برای من جای جالبی است هیچ وقت لذت زندگی در خانه هایی با معماری هویت بخش و بی نظیر را از دست نمی دهم . اگر چه اکثر قریب به اتفاق گیلانیان حضور در یزد را به جهنم تشبیه می کنند.هشت سال پیش یزد شهری بود که کمتر دختر مسلمان یزدی که مانتو پوشیده باشد در آن می دیدی و اصولا این یکی از راه های شناخت ایرانیان زرتشتی در این شهر بود که چادر نمی گذاشتند.فروشگاههای زیبایی و آرایشی در مقایسه با رشت تقریبا وجود نداشت . عمل های زیبایی به ویژه عمل زیبایی بینی زیاد دیده نمی شد بهتر بگویم حضور زنان و دختران در شهر خیلی کمتر از رشت بود حتی تحمل هم نمی شد.خیابان مفهوم رشتی آن را نداشت یکی از دوستان می گفت در اولین هفته ی حضور در یزد سه بار به اتهام قدم زدن در خیابان در شب - بعد از نه یا ده شب- بازداشت شده بود.اختلاط و ارتباط جنسی در هر حدی تابو بود و بسیاری از نشانه های دیگر که کم و بیش می توان چگونگی آن را حدس زد. در این هشت سال چند بار دیگر هم به یزد رفتم اما مشاهده ی دقیقی انجام ندادم اما دیدار هفته پیش ام من را دچار شک کرد.!

 وقتی بهت زده در محله صفاییه یزد - چیزی شبیه به گلسار رشت - به یک فروشگاه بسیار شیک نگاه می کردم که در ویترین طراحی شده خود لباس های زیر سکسی و فانتزی زنانه گذاشته بود ! واقعا یزد خیلی تغییر کرده بود . لباس ها ، فروشگاه ها ، کافی شاپ ها ، میزان خرید ،کافی نت ها ،زندگی شبانه ، حتی لهجه ی منحصر به فرد یزدی هم دچار تغییر شده بود و اوج این تغییرات در همان فروشگاه فوق الذکر بود.اگر چه بهت من در ابتدای امر سبب سوء تفاهم همراهان خوش خنده ی من شده بود ! ما به واقع این نشانه ی چیست ؟! آیا یزد لیبرال شده و «حق » تملک بدن و خودمختاری جسم زنان را به رسمیت شناخته ؟! آیا این واکنشی است مقطعی و نمادین به فضای بسیار محافظه کار اجتماعی یزد ؟! آیا دگرگونی ای در هویت جنسی و جنسیتی مردم و به ویژه زنان و دختران به وجود آمده ؟! آیا جامعه به تعبیری رو به مصرف گرایی و ابزاری شدن می رود ؟! یا نه این مصداقی از اباحی گری و ابتذال است ؟!

پاسخ هر چه باشد و در هر نظریه ای به آن نگاه کنیم نشان از تغییرات اجتماعی مهم و عمیق در ایران امروز و به ویژه در لایه های سنتی تر حکایت می کند که بسیار مهم است که درک مناسبی از این تغییرات داشته باشیم که از قضاوت ارزشی به دور باشد. 

 - آزادی اسرای دربند نزدیک است.دادستان ! جدید تهران همچون سلف خود در آزادی دکتر زیدآبادی اخلال ایجاد کرده اما سحر نزدیک است.

پ.ن- متاسفانه از غروب چهارشنبه نعمت الله اکبری معلم شریف گیلانی و از فعالین سیاسی و صنفی توسط اداره اطلاعات گیلان بازداشت شده است. امیدوارم به آزادی این انسان شریف و برای خانواده او به ویژه سهراب عزیز طلب شکیبایی می کنم که رهایی در شکیبایی است. تارنگار آفای اکبری «+»

س.ا.کوهزاد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 14:33  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

 

در زندگی آدمی زمان هایی است که از شوق و لذت آن دیوانه ای بیش نمی توان بود.

یا بهتر بگویم کمتر زمانی است که چنین احساس شورمندانه داشته باشم.

 

به قول خیام

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده ی آن دمم که ساقی گوید

 یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 

س.ا.کوهزا د

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 5:27  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

 

مادر تعریف می کرد وقتی در  آغازین سال های دهه ی شست در آن سوی ایران به حال زار و نزار آن سو و این سو می رفتیم «بر آستان جانان» پخش شد و من و پدر سر در گریبان همراه با ساز و آواز آن می گریستیم و اکنون آن ساز شکسته . هیچ بیانی قادر به افسوس و حیرت من برای مرگ صاحب آن ساز نیست.

 س.ا.کوهزاد

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 17:33  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  |