|
به نام خدای شب ، سکوت و تنهایی
|
ما هنوز...........
سال 1386 بسان دگر سالان، و بر حسب سنتی نه چندان دیرین مزین به نام و عنوانی خاص و منحصر شد. "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" عنوان رسمی سالی ست که در آغاز، بحران های بزرگی را در پیش روی خود دارد و بر اساس شواهد و نشانه ها آنچه به هیچ روی در شرایط حاضر نمایان نمی کند همان "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" است.از بحث "اتحاد ملی" می گذریم چرا که قاریان رسمی ایران در زمان حال چندان به مباحث "ملی"، "قومیت و تیره های ایرانی" ، "هویت ملی"...وهر آنچه که نشانی از "ملیت" با خود داشته باشد روی خود نشان نمی دهند لذا گفتگو در این باب را به زمانی محول می کنیم که ابر، باد ، مه ، خورشید و فلک به همراه جمیع دوشمنان داخل و خارج و....نخواهند در کشور آشوب به پا کنند . پس به خواهر همزاد دیگرش نظری می افکنیم که در زیبای و شهرت دوشا دوش یکدیگر در حرکت حرکتند.
"انسجام اسلامی"
"انسجام" در لغت به معنای "روان شدن" است اما از ترکیب "انسجام اسلامی" می توان دریافت که منظور بیان کننده همان "تقریب مذاهب اسلامی" است.یا به عبارتی دیگر نزدیکی بیشتر بین مذاهب و فرقی که خود را مسلمان می دانند هدف این نگاه است.
به واقع برای مسلمینی که خیلی زود راه جداگانه از هم را پذیرفتند "وحدت"و "تقریب"(اگر چه هر کدام از این دو بار معنایی متفاوتی دارند)می تواند یک هدف متعالی باشد.اما این اهداف با شعار به وجود نخواهند آمد چرا که از زمان نادر شاه افشار که با فشار او علمای اهل سنت ، شیعه جعفری را به عنوان پنجمین مذهب اسلامی پذیرفتند تا زمان معاصر که با همت آیت ا..بروجردی و شیخ محمود شلتوت به عنوان مراجع علم مذهب جعفری امامیه و مفتی اعظم" دانشگاه ازهر" روحانیون مذاهب اسلامی یکدیگر را به رسمیت شناختنند، زمانی طولانی طی شده است.اما با تمام این حسن نیتها و تلاشها اکنون که 1376 سال از رحلت پیامبر اسلام می گذرد در گوشه و کنار دنبا می بینیم مسلمانان یکدیگر به شیوه ای خفتبار مورد حمله قرار می دهند و روزی نیست که خبری از کشتار جمعی مسلمانان توسط یکدیگر به گوش نرسد.
کار مسلمین دنیا را خودشان می سپاریم و به چند نمونه از اختلافات بین مذاهب اسلامی در ایران می پرداریم.
ایام محسنیه!؟
نوروز امسال فرصتی حاصل شد تا به سفری- هر چند کوتاه- به دیار کاشان برویم.از باغ فین کاشان- همان جدا که امیر کبیرایران رابه قتل رساندند- دیدن کنیم به خانه های زیبا بروجردی ها ، عامریها ،عباسیان و...سری بزنیم .و با گروه هنری سپهری که با غیرتی مثال زدنی علاوه بر مرمت خانه احسان گروههی فرهنگی و هنری زیادی تشکیل داده بودند آشنا شویم. کاشان با آنکه تمام مشکلات شهرهای باستانی ایران را دارد اما همچنان سرشار از زیبایی است.و دیدار از این موهبت ایرانی به واقع برای هر فرهنگ دوستی لازم است. سخن در باب سفرنامه را به بعد می گذاریم که گفتنیها بسیار است و مکان و زمان نامناسب و محدود.
اما
در 2 فروردین به کاشان رسیدیم با تمام احوال، انبوه هیئتهای عزاداری-نه مذهبی و اسلامی-در این شهر بود مرا به تعجب وا داشت .چندی پیش در مورد برخی از این سینه چاکان اهل بیت! شنیده بودم و نیز اینکه در کاشان ریشه سترگی پیدا کرده اند و تمام مسلمین را از فریادها و عزاداری های آمیخه با جنون ،خرافه و شرک خود مستثنا نمی دارند.در تمام این هیئتها دربدو ورود به کاشان بیرقهای سیاه بر افراشته شده نمایان بود و علمهای خون آلود در سراسر آن به چشم می آمد-توجه داشته باشید در ابتدای نوروز قرار داشتیم-جالب آنکه همراه با این نمادهاچراغ های شادی نیز در حال آماده شدن بود!
هر جه فکر کردم دلیلی نیافتم .نه محرم بود و صفر،به تقویم نگاهی انداختم هیچ ندیدم .از خانواده پرسش کردم بیشتر گمراه شدم.اما در یک مورد همه انها همسان بودند و این بود که با پرچهی سیاه و با رنگی سرخ تنها نوشته شده بود
"ایام محسنیه حضرت فاطمه زهرا".................." 28 صفر لغایت 8 ربیع الاول "
سید کوهزاد اسماعیلی